تبلیغات
مرجع خبری تیم ملی والیبال - خاطرات طنز والیبالی3
سعید معروف را بیشتر بشناسید
رئال کلاب
برای مشاهده مقاله ، كلیك كنید !
لیگ جهانی والیبال را بیشتر بشناسید
رئال کلاب
برای مشاهده مقاله ، كلیك كنید !
اسلوبودان کواچ را بیشتر بشناسید
رئال کلاب
برای مشاهده مقاله ، كلیك كنید !
قابل توجه همه بینندگان تمامی اخبار در ادامه مطلب اند...
تماس با مدیریت : 1- ارسال پیام          

نظرسنجی
http://parsiup.com/upload/lnr6_bullet.png نظر شما درباره ی قالب جدید سایت چیست ؟



مکان تبلیغات شما

بازی بعد

http://setfa.net/images/nwyjzf391wtf2cqp9dp7.png vs
ایران-روسیه 
جمعه :7تیر 1394
ساعت 21:00
استادیوم : ورزشگاه آزادی
FIVB Volleyball World League
پخش زنده:شبکه سه و ورزش
جدول لیگ جهانی گروه B
http://uupload.ir/files/mt6h_untitled.png
دوستان والیبالی
نتیجه بازی قبلی

http://teraserver.ir/wp-content/uploads/2015/03/iranflag.png
http://www.uefa.com/imgml/flags/50x50/POL.png
3-1

نویسنده : ..... ...
شماره پست : 1150
زمان ارسال : سه شنبه 9 تیر 1394

قبل از بازی آلمان و ایران 1

روز قبل از بازی آلمان. بچه ها همه تیپ زده از هتل میان بیرون و سوار
لیموزینی میشن که از طرف فدراسیون جهانی براشون فرستادند. پشت سر ماشینشون
یه ماشین دیگه پارک بود که توش 2 تا بادیگارد ویژه است برای محافظت از
والیبالیست های ایران و یک خانم به عنوان راهنمای بچه ها در لهستان. سید
وسعید و شهرام و فرهاد میان سمت ماشین که سوار بشن.بعد از اینکه ساکاشون رو
میذارن پشت ماشین ،فرهاد سرشو میندازه زیرو میره جلو میشینه.بچه ها که دم
ماشین ایستادن چپ چپ نگاش میکنن.

فرهاد :چتونه؟ بیاین بالا دیگه.

سید : تو با 25 سال خجالت نمیکشی ؟!

فرهاد : خجالت ؟! خجالت واسه چی؟

شهرام : حاکم بزرگ ،میتی کومان ، با 190 سانتی متر قد اینجا وایساده تو میری جلو میشینی ؟!

سعید فقط نگاشون میکنه .

فرهاد :بیا بابا ، بیا بشین جلو .همین اول کوفتمون نکنین .

بچه ها میرن بالا.عادل و امیر و میلاد و مهدی هم سوار میشن.مجتبی آخر از
همه از هتل میاد بیرون .چشمش به بادیگاردا که میفته یه لحظه خشکش
میزنه.میره دم ماشین سرشو از شیشه میکنه تو و میگه : اینا قصد دارن با ما
بیان ؟

عادل : کیا ؟

مجتبی : یه لحظه پشت سرتونو نگاه کنین. همه برمیگردند بادیگاردا رو که بهشون خیره شدن میبینن و بعد همزمان میگن : اااااااه...

امیر : چه خری به اینا گفته بیان ؟؟!

سعیدبرمیگرده زل میزنه تو چشاش ومیگه : من !

امیر :هااااان داداش میخواستم بگم خیلی خوب کاری کردی

سعید : اینا که کاری به شما ندارن ، میرید گم میشید تو کاتوییس .(اسم شهری که توش هستند )

میلاد : حالا کجا میخواین برین ؟ مهدی : میخوایم بریم سیلسیا سیتی سنتر. (silesia city center )

شهرام : قراره سعید مهمونمون کنه .خودش گفته هرچی میخواین بخرین، کاپی پولشو میده.

سعید : ماشالا چقدرحرف میزنین.هرکی میخوادزیاد حرف بزنه همین الان بپره پایین.

سید: سعیدداداش، این 3 تا رو باهامون آوردی هیچی بهت نگفتیم دیگه پر رو نشو.

مجتبی : محمد هیچیش نگو...الان گریه شو راه میندازه !

ماشین راه میفته به سمت سیتی سنتر در ماشین گوشی سعید زنگ میخوره

سعید:الو سلام مامان جان

مهدی:بچه ها یه لحظه ساکت بشین داره با گوشی حرف میزنه .

فرهاد:راست میگه ساکت بشین ببینیم چی میگه

سعید با گوشی:خوبم.شما خوبین ؟.........آره مامان همه چیز خوبه،داریم میریم بگردیم

سید:آره مامان همه چیز خوبه

سعید با گوشی:ایشالا فردا با آلمان

سید و شهرام همزمان:ایشالا فردا با آلمان

سعید:شما خوبین؟بابا خوبه؟

سید و شهرام و فرهاد همزمان:شما خوبین؟بابا خوبه؟

مهدی:مریضین مگه؟بذارین دو کلام حرف بزنه بیچاره

سعیدم بر میگرده چپ چپ نگاه میکنه

سعید با گوشی:خب نسیم چطوره؟کجاستش؟

امیر که داره از شیشه ماشین بیرونو نگاه میکنه میگه:نسیمم خوبه همه خوبن مادر،دیگه گریه نکنیا مامان دورت بگرده

همه میزنن زیر خنده

سعید هم یه پوزخندی میزنه و دستشو میذاره رو گوشش تا بهتر بشنوه

سعید با گوشی:ااا مگه کارش درست نشد؟مگه من بهش نگفتم چیکار کنه ؟

مجتبی:اااا مگه نگفته بهش؟چرا به حرف کاپیتان مملکت گوش نمیدین آخه؟؟!!

سعید با گوشی:خودم اومدم درستش میکنم،دیگه خبری نیست؟..........ا چرا زود تر نمیگین اونجاست؟گوشیو بدین بهش دلم براش خیلی تنگ شده

شهرام : وای بمیرم دل منم براش یه ذره شده.

سید : تو اصلا میدونی این کیو میگه ؟!

شهرام:حتما میدونم که میگم

سعید : سلام دایی جون چطوری شما ؟؟

سید :ااااا وحیده؟! (وحید سید عباسی دایی کاپیتان معروف)

سعید با گوشی:منم دلم برات خیلی تنگ شده قربونت بشم الهی

فرهاد : من واقعا نمیدونستم اینقد سعید احساسیه،نیگا کن چجوری قربون صدقه داییش میره،مجتبی فیلم بگیر این صحنه هارو ثبت و ضبط کن

سعید با گوشی:آره فدات شم،مگه میشه برای یکی یه دونه ی خونواده سوغاتی نخرم،.............آره اونم خریدم

مجتبی بلند میگه : دوروغ میگه نخریده

شهرام:چیو؟ مجتبی:نمیدونم همین که میگه خریدمو

امیر:نه بابا خرید،من دیدم که خرید

عادل:چی خرید؟

امیر:نمیدونم ولی من دیدم یه سری خرید که کرد گفت ایننارو برا وحید میخره

مهدی:میگما شما تازگیا انقد فوضول شدین؟یا قبلنم بودین من نفهمیدم

میلاد:نه ما همیشه همین قدر فوضول بودیم

مجتبی رو به میلاد:الان به تو گفت اینو؟ سعید هنوز داره با گوشی حرف میزنه

فرهاد:ااااا هییییس بزار ببنیم چی میگه دیگه

سعید با گوشی:آره دایی جون اون ماشینو الان که رفتم برات میخرم بچه ها با تعجب به هم نگاه میکنن

فرهاد:ماشییییین؟؟!!

شهرام:نه بابا اشتباه شنیدیم،وحید انقدرم پر توقع نیست

فرهاد:میدونی اگه بخواد این کارو بکنه چقدر باید پول گمرک و اینا بده

امیر:هیسسس سعید برمیگرده با حالت بدی به بچه ها نگاه میکنه و با اشاره میگه ساکت

عادل:بچه ها هیچی نگین دیگه،حرصش ندین انقدر

مجتبی:اااا نخیر چرا وقتی من با گوشی حرف میزنم همتون با آخرین ولوم صداتون با هم حرف میزنین،خب میگفتین...فرهاد ساکت نشین

سعید با گوشی:آره دایی کم کم آماده شو واسه مدرسه امیر:مدرسهههههه؟!!

سید:تا جایی که من اطلاع دارم وحید خیلی وقت پیش درس و مدرسه و دانشگاهش تموم شد

سعید :هوای مامانت رو داشته باشیا حرصش ندیا دایی جون !

شهرام : به جون خودم قسم این وحید نیس

! سید بعد از چند ثانیه فکر کردن میگه :خیلیییییی خریم بچه ها !این وحید نیس که ، بچه ی نسیمه.

میلاد : باور کنین من حدس زده بودم فقط جرءت نداشتم بگم.

سعید همین موقع خدافظی میکنه و برمیگرده به بچه ها نگاه خشمگینی میکنه

. فرهاد با انگشت مجتبی که اون ته نشسته رونشون میده که یعنی همه چی زیر
سراونه. ولی مجتبی خودشو زده به خواب ! امیرم سرشو تمام از شیشه میبره
بیرون و میگه عجب هواییه

پیوند خورده با : خاطرات طنز والیبالی ،
ادامه خبر + نظر
تبلیغات
...تبلیغات شما اینجا...
قوانین ارسال نظر
در زمینه‌ی انتشار نظرات , رعایت چند مورد ضروری است :
1 - "مرجع خبری تیم ملی والیبال" نظراتی را كه حاوی توهین است، منتشر نمی كند.
2 -
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
3 - نظرات حاوی لینک و عکس با اهداف تبلیغاتی منتشر نخواهد شد.
4 - مدیریت مجاز است نظرات تبلیغاتی را بدون ذکر دلیل حذف نماید.
5 - نظرات پس از تأیید مدیر کل منتشر می‌شود.
نظرات شما

Can Pilates make you look taller? در تاریخ دوشنبه 30 مرداد 1396 11:37 ق.ظ گفته
ERUnique When someone writes an piece of writing he/she retains the plan of a user in his/her mind that
how a user can know it. So that's why this paragraph is
outstdanding. Thanks!
www.purevolume.com در تاریخ یکشنبه 15 مرداد 1396 10:30 ق.ظ گفته
ERUnique Hi! I just wanted to ask if you ever have any issues
with hackers? My last blog (wordpress) was hacked and I ended up losing
a few months of hard work due to no backup. Do you have any solutions to stop hackers?
BHW در تاریخ دوشنبه 4 اردیبهشت 1396 12:15 ب.ظ گفته
ERUnique I have been surfing on-line more than three hours today, yet I never found any fascinating article like yours.
It is lovely value enough for me. In my view, if all webmasters
and bloggers made good content as you probably did, the web will probably be a lot more helpful than ever before.
نرگس6 در تاریخ سه شنبه 9 تیر 1394 03:21 ب.ظ گفته
ERUnique خخخخخخ وای خدا مردم از خنده
پاسخ ..... ...:خیلی باحله اگه پیداکردم بازم حتما میزارم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
محمد موسوی را بهتر بشناسید !
logo
سید محمد موسوی عراقی (زادهٔ ۳۱ مرداد ۱۳۶۶ در دزفول) والیبالیست ایرانی عضو تیم ملی والیبال ایران است. محمد موسوی والیبال را از سوم ابتدایی(۹سالگی) زیر نظر پدرش آغاز کرد. پدرش اولین مربی او بود، در سال ۱۳۷۷ موسوی همراه با تیم دانش آموزان خوزستان در مینی والیبال ایران در رامسر شرکت کرد آن موقع کلاس پنجم ابتدایی بود و در آن بازی‌ها به همراه تیم دانش آموزی مقام نیاوردند. حبیب طهوری در شکل گیری والیبال موسوی نقش به سزایی داشت و اولین مربی حرفه‌ای او محسوب می‌شود. اولین سال حضور موسوی در لیگ برتر با تیم لوله سازی اهواز بود. او با حضور در باشگاه پتروشیمی در مسابقات لیگ برتر مقابل پیکان بازی کرد و توجه سرمربی حریف را جلب کرد و قرارداد ۳ ساله با پیکان بست و بعدها با بازی‌های قابل توجه به تیم ملی نوجوانان و جوانان دعوت شد. محمد موسوی جزء معدود بازیکن‌هایی است که در اکثر مسابقات، تیم ملی را همراهی کرده است... محمد موسوی در مسابقات لیگ جهانی ۲۰۱۳ و دو دوره بازی‌های آسیایی و انتخابی المپیک از ستارگان تیم ملی ایران بود و بعد از لیگ جهانی ۲۰۱۳ به اوج رسید.محمد موسوی در مسابقات لیگ جهانی۲۰۱۴ به عنوان بهترین مدافع روی تور معرفی شد. وی در تیم‌های لوله سازی اهواز، پتروشیمی بندر امام، پیکان، داماش، گیتی پسند و کاله سابقه بازی دارد و بعد از لیگ جهانی به متین ورامین پیوست. به دلیل پسوند عراقی در نام خانوادگی او، برخی مدتها می‌پنداشتند که اصالتی عراقی دارد و حتی در این باب رسانه‌های عربی به این قضیه دامن زدند تا اینکه وی در مصاحبه‎های متعدد توضیح داد که اصالت او اراکی بوده و به سبب برخی مشکلات به دزفول مهاجرت کرده و در خوزستان به جای پسوند اراکی، عراقی به او اطلاق شده و از این رو چنین تصوری پیش آمده که اصالت او عراقی بوده است.
  • نام : محمد موسوی عراقی
  • زادروز : ۳۱ مرداد ۱۳۶۶
  • زادگاه : دزفول، ایران
  • قد : ۲٫۰۳متر
  • وزن : 95 کیلو گرم
  • شمارهٔ پیراهن : 6
  • پُست : مدافع وسط و سرعتی زن
  • ملیت : ایرانی
درباره ما
مرجع خبری تیم ملی والیبال در تیر 1393 تاسیس شد .
مرجع خبری تیم ملی والیبال به عنوان یکی از  وبلاگ والیبالی با هدف انتشار آخرین و بـروزترین اخبار مـربوط به تیم ملی والبال ایران و   و از ابتــدا نیز تــلاش داشت تا با انتشار اخبار ، ویـدئو ، تصاویر ، بیوگرافی و .... سهمی در اطلاع رسانی به هـواداران والیبال داشته باشد .

http://static.mihanblog.com//public/user_data/user_files/221/660066/succ.gif مدیر سایت : ستاره عسکری
مکان تبلیغات شما
حامیان
http://8pic.ir/images/9nik3zbj8evr2rs9vb6a.gif
http://parsiup.com/upload/brpg_satellite.jpg